الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

100

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

حضرت جواب دادند : « صُفْر الوجوه مِن السَهَر ، عَمْشُ العيون مِنَ البكاء حَدبُ الظهور من القيام خَمصُ البطون مِنَ الصيام ذَبْلُ الشفاه مِنَ الدعاء عَلَيهم غَبرةُ الخاشعين » : « زردى صورت از شب زنده‌دارى ، كم سوئى چشم از شدت گريه ، پشت خميدگى از ايستادن ( زياد ) ، فرو رفتگى شكم از روزه ، خشكيدگى لبان از دعا ، بر آنها گرد و غبار خشوع نشسته و از خاشعين هستند » . « 1 » از كسانى كه داراى اين صفات بود ، حضرت يحيى ( عليه السلام ) بود ، داستان حالات حضرت يحيى ( عليه السلام ) را مرحوم مجلسى در عين الحيوة خود از رسول گرامى ( صلى الله عليه وآله ) آورده كه خلاصه آن را نقل مىكنيم : حضرت يحيى ( عليه السلام ) « 2 » وقتى خردسال بود روزى به بيت‌المقدس آمده و رهبانان و

--> ( 1 ) . شرح خوئى ، جلد 10 ، صفحه 130 . ( 2 ) . حضرت يحيى از انبياء بنىاسرائيل بود كه معاصر عيسى بن مريم ( عليه السلام ) بوده و نبوت حضرت عيسى ( عليه السلام ) را تصديق كرد . خداوند حضرت يحيى ( عليه السلام ) را در سنّ پيرى ، حضرت زكريا را در حالى كه مادرش هم‌مسِن بود بطور خرق عادت اعطاء فرمود و چنان كه از روايات به دست مىآيد ، مانند امام حسين ( عليه السلام ) شش ماهه به دنيا آمد . او در زمان هيرودس پادشاه يهودى مذهب متولد شد ( درباره حضرت يحيى ( عليه السلام ) مىتوانيد به جلد 9 ، ميزان الحكمه ، صفحه 542 به بعد مراجعه فرمائيد ، در آنجا از منابع اناجيل نيز كمك گرفته است ) . نام حضرت يحيى ( عليه السلام ) 5 مرتبه در قرآن در سوره‌هاى آل‌عمران ، انعام ، مريم و انبياء آمده است . از امتيازات وى اين بود كه در كودكى به مقام نبوت رسيد ، قرآن وى را توصيف به « حصور » كرده و « حصور » به معنى كسى است كه از هر جهتى در محاصره قرار گيرد و در اينجا طبق بعضى روايات به معنى خوددارى از ازدواج است و مانند حضرت عيسى مسيح ( عليه السلام ) تا آخر عمر مجرد زيست . از منابع اسلامى و مسيحى بدست مىآيد كه « يحيى » پسرخاله « عيسى » بوده است ، در منابع مسيحى ، تصريح شده كه يحيى ، حضرت مسيح را غسل تعميد داده و لذا او را « يحياى تعميد دهنده » نامند ( غسل تعميد غسلى است كه مسيحيان به فرزندان خويش دهند و معتقدند او را از گناه پاك مىكند ) . حضرت يحيى كتاب آسمانى ويژه‌اى نداشت و به تورات موسى ( عليه السلام ) عمل مىكرد ، البته عده‌اى پيرو يحيى هستند و كتابى را هم به او نسبت مىدهند ، و شايد « صابئين موحّد » پيروان وى باشند ( اعلام قرآن ، صفحه 667 ) به نقل از تفسير نمونه ، جلد 13 ، صفحه 21 - 20 . براى مطالعه درباره زندگى و شهادت حضرت يحيى ( عليه السلام ) مىتوانيد به جلد 13 تفسير نمونه از صفحه 16 تا 30 مراجعه كنيد ) . .